قيامت در آيين بهايي
(لطفاً از سمت راست، در قسمت «آرشيو موضوعي» مباحث را با كليك روي آنها به ترتيب دنبال كنيد. مطالبي كه تنها سر فصل مي باشند غير فعال هستند)
براي آشنايي با عقيدة حسينعلي بهاء در مورد قيامت، سندي بالاتر از ايقان نيست چرا كه طبق گفتة خود حسينعلي بهاء تماماً از جانب خداوند نازل شده و ذرّهاي تحريف در آن راه نيافته است. كلمات ايقان براي آشنايي با عقيدة او در اينجا آورده شده است:
«بر پژوهندگان علم اديان تطبيقي پوشيده نيست که اوصاف آخرالزمان يا روز قيامت کبري در اکثر کتب ديني بصورتي مشابه ارائه شده و پيش بيني تاريکي ماه و خورشيد و شکافته شدن آسمان و سقوط ستارگان و زمين لرزه و بعث مردگان قبور و برپا شدن ميزان و سنجش ثواب و گناه و نظائر آن را در آثار مختلفه ديني ميتوان تقريباً يکسان باز يافت. از اين رو هرچند پرسش جناب خال در مورد قيامت از منظر قرآن کريم و احاديث مأثوره بوده امّا پاسخ جمال اقدس ابهي في الحقيقه مفتاح رموز و اسرار همه کتب مقدّسه را بدست مي دهد. ... و همچنين از اين بيانات واضحه محکمه متقنه غير متشابه تفطّر سماء را که از علائم ساعت و قيامت است ادراک نما. اين است که ميفرمايد: «إذَا السَّمَاءُ انفَطَرَتْ»[1] مقصود سماء اديان است که در هر ظهور مرتفع مي شود و به ظهور بعد شکافته مي گردد ... و ديگر معني اين آيه را ادراک نما که مي فرمايد: «والاَرضُ جَميعاً قَبضَتُهُ يَومَ القيامَة وَالسَّمواتُ مَطويَّاتٌ بِيَمينهِ سُبحَانَهُ و تَعَالَي عَمَّا يُشرِکُونَ»[2] ... بلکه مقصود از ارض، ارض معرفت و علم است و از سماوات، سماوات اديان ... مي فرمايد: «و نُفخَ في الصُّورِ ذَلِکَ يَومُ الوَعيدِ»[3] ... بلکه مقصود از صور، صور محمّدي است که بر همه ممکنات دميده شد و قيامت، قيام آن حضرت بود بر امر الهي ... لهذا هر نفسي که به اين انوار مضيئه ممتنعه و شموس مشرقه لائحه در هر ظهور موفّق و فائز شد او به لقاءاللّه فائز است و در مدينه حيات ابديّه باقيه وارد. و اين لقاء ميسّر نشود براي احدي الّا در قيامت که قيام نفس اللّه است به مظهر کلّيّه خود. و اين است معني سوره حديد، قيامت که در کلّ کتب مسطور و مذکور است و جميع بشارت داده شدهاند به آن يوم ... روايت مشهور را نشنيدهاند که ميفرمايد: «اذا قامَ القائِمُ قامَتِ القيامَة»؟[4] ... پس اي برادر، معني قيامت را ادراک نما و گوش را از حرفهاي اين مردم مردود پاک فرما ... و قيامت هم به دلائل واضحه ثابت و محقّق شد که مقصود، قيام مظهر اوست بر امر او و همچنين از لقا، لقاي جمال اوست (سيّد باب) در هيکل ظهور او ... و از جمله سلطنت آن است که از آن شمس احديّه ظاهر شد. آيا نشنيدي که به يک آيه چگونه ميانه نور و ظلمت و سعيد و شقيّ و مؤمن و کافر فصل فرمود؟ و جميع اشارات و دلالات قيامت که شنيدي از حشر و نشر و حساب و کتاب و غيره کلّ به تنزيل همان يک آيه هويدا شد و به عرصه شهود آمد ... با اينکه قيامت به قيام آن حضرت قائم بود و علامات و انوار او همه ارض را احاطه نموده بود مع ذلک سخريّه مينمودند و معتکف بودند به تماثيلي که علماي عصر به افکار عاطل باطل جستهاند».[5]
اوّلاً، طبق اين متن، تمام اديان الهي نظري يكسان در مورد قيامت داشتهاند. مثلاً برپايي قيامت و زنده شدن مردگان و غيره همه و همه به طور يكسان در كتب ديني بيان شده است. حال چرا فقط آيين بهايي همه را تغيير داده و تفسير ديگري براي آن قائل شده بايد دانست چرا؟ حتماً كشف و شهود حسينعلي با خدا خيلي محرمانه تر از پيامبران پيشين بوده و به حال خداوند مردم را بازي داده است و حال كه آيين بهايي آمده تصميم گرفته ملّت را از گمراهي در بياورد. براي همين هم هست كه «رموز و اسرار همة كتب مقدّسه» را فقط و فقط به حسنعلي ياد داده است.
با اين حساب، نه قيامتي در كار است نه حسابي و نه كتابي، و قيامت نيز با ظهور سيّد باب كه ظهور همان ذات خدا بوده است (!) انجام پذيرفته و ديگر همه چيز تمام شده است و بقيه حرفها «عاطل و باطل» است.
لابد آنچه از معاد جسماني از آيين اسلام و كلام اهل بيت عليهم السّلام نقل كرديم همه و همه «عاطل و باطل» است و تنها گفتارهاي مهمل و باطل شيخ بزرگوار درست هستند. كه بر خلاف اينكه قائل به عدم تفسير و تأويل كتب خودشان هستند، دست به سوء تأويل قرآن كريم ميزنند.
اصلاً وقتي قيامت برپا شده است و ديگر همه چيز تمام است، ديگر روز حساب و كتابي در كار نيست! قتل و تجاوز كنيد و بدزديد و بفريبيد، نه قيامتي هست و نه روز رستاخيزي؟ و جالب است بدانيم كه هم اكنون بهاييان به قيامت اعتقاد ندارند و نميتوانند هم داشته باشند چون پيغمبرشان ندارد.