آيين بهايي
(لطفاً از سمت راست، در قسمت «آرشيو موضوعي» مباحث را با كليك روي آنها به ترتيب دنبال كنيد. مطالبي كه تنها سر فصل مي باشند غير فعال هستند)
با سلام،
همانطور كه در قسمتهاي قبل به طور مفصّل
بيان كرديم، پيشينة عقيده به ظهور منجي، به دورههاي بسيار دور باز ميگردد. از
همان نخستين روزهاي تاريخ پيامبران، بشارت به فراگير شدن توحيد و دادگري در سرتاسر
گيتي و نجات آدميان از ستم و بيداد، برقراري حكومت جهاني به دست پارساي پارسيان و
سرآمد خردمندان، از موارد بسيار مهمّي بود كه در دستور كار تمامي پيامبران قرار
داشت. دشمني با اين ايده و عقيده هم دوراني به درازاي همين «آرمان مقدّس مهدويّت»
دارد. رسول گرامي اسلام، در دوران حيات خويش، به روشني آن وجود مقدّسي را كه
«تشكيل حكومت واحد جهاني» و «نابودي ستم و سياهي» و «پر شدن زمين از عدل و دادگري»
به دست با كفايت او به انجام ميرسد معرفي فرمود. در آن معرّفي، آن حضرت تأكيد
فرمود كه حضرت مهدي موعود عجّل الله تعالي فرجه الشّريف و موعود ملل و منجي
مردمان، همان امام دوازدهم شيعيان و فرزند يازدهم حضرت علي عليه السّلام و فرزند
نهم امام حسين عليه السّلام است. در پي اين معرّفي، آن دشمني ديرينه، به گونهاي
بارزتر خود را نشان داد. از حدود 160 سال پيش، مبارزه با عقيدة مهدويّت و قائميّت
حضرت حجه بن الحسن العسكري عليه السّلام به عنوان قائم موعود در گروهي به نام «بهاييان»
جلوهگر شده است. ما نيز در اينجا به برّرسي پيدايش اين گروه ميپردازيم. همانند
گذشته، تمامي اسناد به كار گرفته شده از كتابهاي معتبر بهايي است.
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۹ ساعت 10:35 توسط آرش
|